زندانیان
هرانا؛ ما تبعید شدگان تاریخیم؛ برای احمد، حامد و مجید/ سیمین روزگرد
روی سخنم با شماست؛ مجید ها و احمدها و حامد ها. از آن هنگام که به بند کشیده شدید ما نیز دوباره و هزارباره تبعید شدیم به گورستانی دور تا در کنج سکوتمان یادتان باشیم و برای این کم کاری خود، هورا بکشیم. |
|
|







حکایت ما حکایت درد است و رنج دورانی که بر گرده هامان سنگینی می کند؛ هنگامی که در موطن خویش نیز چون تبعیدیان از بسیاری حقوق محروم بوده و هستیم. هنگامی که در قلب های یکدیگر نیز تبعید می شویم حتی!
امید به زندگی یا حداقل امید به فردا اصلیترین انگیزه انسان در سپری کردن امروز است شاید این موضوع چندان توجهی را بر نینگیزد ولی تصور کنید که فردائی وجود ندارد و جز خروارها خاک که در زیر آان مدفون میشوید چیزی انتظارتان را نمیکشد حال برای شما انسان بودن ،اخلاق ،تندرستی،غذا خوردن و غیره چه معنایی دارد؟ به چه دلیل باید انسانی رفتار کنیم؟ به چه دلیل نباید از بدترین نوع مواد مخدر که حداقل تا فردا شما را از خود بی خود کند استفاده کنید؟
عیسی سحرخیز، روزنامه نگار زندانی، با نوشتن نامه ای خطاب به بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، از وی خواسته است اجازه دهد، هياتي از نمايندگان واقعي ملت ايران، همزمان با حضور آقاي احمدي نژاد و هيات ايراني در ايام برگزاري مجمع عمومي سازمان ملل در مقر اين نهاد بين المللي در نيويورك حضور يافته و گوشه هايي از واقعيت هاي موجود جامعه ايران به خصوص در زمينه زير پا گذاشتن قوانين داخلي و ميثاق هاي بين المللي و منشورهاي سازمان ملل و اعلاميه حقوق بشر را بيان دارند.
حمزه کرمی با نگاشتن رنجنامه ای به بیان شکنجه های روحی و جسمی در زندان پرداخته و خواستار تشکیل یک دادگاه غیرسیاسی برای رسیدگی به اتهاماتش شده است. کرمی در این نامه به فشار و شکنجه برای اخذ اعتراف به رابطه با نوامیس و خویشاوندان رهبران جنبش سبز اشاره می کند.
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم. دلت را می بویند. روزگار غریبیست نازنین. دهانت را می بویند شاید شاملو هرگز از خاطرش هم عبور نمی کرد که روزی این شعر مصداق واقعی ۳۲ روز انفرادی و ۳ ماه بازداشت باشد.
حسین نورانی نژاد ،روزنامه نگار زندانی که از یکسال پیش تاکنون در زندان اوین به سر می برد ،هم زمان با سالروز تولد همسرش پرستو سرمدی روزنامه نگار و همچنین سالگرد ازدواجشان نامه ای از داخل زندان اوین خطاب به وی نوشته است .نورانی نژاد که یکی از هفده زندانی اعتصاب کننده در بند ۳۵۰ بوده است ،در این باره نوشته است : در آن ۲۰ روزتنها امیدمان این بود که صدای تظلم خواهی زندانیان سیاسی به گوش هایی که هنوز می شنوند و و جدان هایی که هنوز بیدارند برسد. بیش از این کاری از ما ساخته نبود، هر چند شما و سایر خانواده ها کارهای بزرگی کردید که اگر نبود، معلوم نبود چه پیش آید.


